محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
312
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
همسر دوم به گفتهء باستان شناس پژوهشگرى چون « ميس مرى » « 1 » همسر اصلى و شهبانوى فرعون بوده و به گفتهء برخى از پژوهشگران از مادر شاهانى بوده است كه مىتوانستهاند بر تخت بنشينند و فرمانروايى كنند . « 2 » و به گواهى نوشتههايى بر بخشى از پيكرهء كوچك به دست آمده از او كه در موزهء بروكسل نگهدارى مىشود ، او زنى بوده داراى صفات و ويژگىهاى برجستهء منحصر به فرد - اين نوشتهها كه در دو سوى راست و چپ اين پيكره ديده مىشود . بزرگى و به ويژه خوشبويى و عطرهاى دلانگيز او را به گونهاى توصيف كرده كه پيش از او هيچ شهبانوى ديگرى چنين توصيف نشده است - « 3 » و از آنها برمىآيد كه فرعون او را بسيار دوست مىداشته و زير نفوذ او بوده است . با پيش چشم داشتن اينها اگر داستان موسى را آن گونه كه در تورات و قرآن آمده ، به ياد آوريم كه چون مادرش او را به آب افكند و فرعونيان او را از آب گرفتند و نزد فرعون بردند : « همسر فرعون چون او را ديد به شوى خويش گفت : اين چشم روشنى من و تو است ، او را نكشيد ، باشد كه به ما سودى رساند ، يا او را به پسرى بگيريم » « 4 » ، با پيش چشم داشتن همهء اينها اگر نام همسر فرعون را چنان كه در حديث آمده ، با نام او ، چنان كه در اسناد مصرى آمده است ، بسنجيم و دگرگونىها و دوگانگىهاى نامها را در دو زبان مصرى كهن و عربى از ياد نبريم ، خواهيم ديد كه نام عربى او « آسيه » يا « آسيا » با نام مصرى او « ايسه » يا « ايسى » و حتى است آن اندازه همگونى دارد كه بتوان آنها را در اصل يكى دانست . بر پايهء همينهاست كه مىتوانيم بگوييم ، فرعونى كه همسرش موسى را يافت ، رامسس دوم بوده است . همو كه فرعون « تسخير » نيز هست ، [ يعنى فرعونى كه اسرائيليان را به بردگى و بيگارى گرفته بود ] ، و فرعونى كه موسى به پيامبرى نزد او رفت ، مرنپتاح بوده است ، و به گمان بسيار همين مرنپتاح بوده است كه به گزارش قرآن ، با لحنى كم و بيش سرزنشگرانه ، به موسى يادآورى كرده است كه آنان تربيتش كردهاند و او بر بستر ايشان باليده و بزرگ شده و نيز راجع به اين كه موسى يكى از زيردستان او را كشته و به مدين گريخته و سرانجام براى نجات
--> ( 1 ) . Miss Marry , Ancient Egypt ، 1925 ، p . 100 - 101 . ( 2 ) . محمد بيومى مهران ، مصر ، 2 / 139 - 140 . ( 3 ) . سليم حسن ، مصر القديمة ، 6 / 634 - 637 ؛ نيز : Chronique d'Egypt ، 33 ، 1934 ، p . 74 - 79 . ( 4 ) . محمد بيومى مهران ، مصر ، 2 / 139 - 140 .